|
به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد
|
که ز جان در ره آن جان جهان میگذرد | |
|
از مقیم حرم کعبه نباشد کمتـــــــــــــــــــر
|
آنکه گاهی ز در دیر مغان میگـــــــذرد | |
|
نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادم
|
که بد و نیک جهان گذران میگــــــــذرد | |
|
دل بیچاره از آن بیخبر است ار گاهـــــی
|
شکوه از جور تو ما را به زبان میگذرد | |
|
آه پیران کهن میگــــذرد ازفـــــــــــلاک
|
هر کجا جلوهی آن تازه جوان میگـــذرد | |
|
چون ننــــــــالم که مرا گریه کنان میبیند
|
به ره خویش و ز من خندهزنان میگذرد |
زمان آدم ها رو
وآدم ها زمانه رو عوض میکنن
شنیدید که میگن دیگه دوره ی این حرف ها گذشته
یعنی دیگه ما انسان ها زمانه رو عوض کردیم
نمیدونم درسته یا نه
اینکه گاهی زمانه وگذر زمان آدم ها رو عوض میکنن رو قبول دارم
زمانه وقتی خیلی سخت میگیره
وقتی ................. اون وقته که میشه گفت چند مرده حلاجی
اگه عوض نشی اگه خودت باشی اگه پایبند باشی
اگه
اگه
اگه
اون وقته که میشه گفت چند مرده حلاجی
گذر زمان هم آدم رو عوض میکنه
بزرگ میشی یادت میره
یادت میره زحمات مامان باباتو
بزرگ میشی مغرور میشی...............
یا نه گذر زمان باعث میشه خودتو وکاراتو فراموش کنی
اینکه چرا اینا رو نوشتم راستش
شاید همینطوری ....
بگزریم
نمیدونم ماییم که میگزریم یا زمانه که میگزره
بنام خداى بخشاينده مهربان
خدايا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم كرده و دورى از تو جامه بيچارگى بر تنم افكنده و برزگ جنايتم دلم را ميرانده پس تو زنده اش كن به بازگشت خودت (بسوى من )
اى آرزو و مقصودم و اى خواسته و آرمانم
به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده اى نيابم
و براى شكستگيم جز تو شكسته بندى نبينم و من بوسيله آه و ناله كردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى كردن در برابرت خود را به خوارى كشاندم
پس اگر توام از درگاه خويش برانى در آن حال به كه روآورم ؟
و اگر توام از نزد خويش بازگردانى به كه پناه برم ؟
و بس افسوس از شرمندگى و رسواييم و اى دريغ از كار بد و گناهانى كه بدست آورده ام 
از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ
و اى شكسته بند استخوان شكسته
كه ببخشى بر من گناهان نابود كننده ام را و بپوشى بر من كارهاى پنهانى رسواكننده را و مرا در بازار قيامت از نسيم جان بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمايى
و از لباس زيباى گذشت و چشم پوشى خود برهنه ام نكنى
خدايا سايه ابر رحمتت را بر گناهانم بينداز
و ابرريزان مهربانى و راءفتت را براى شستشوى عيبهايم بفرست
خدايا آيا بنده فرارى جز به درگاه مولايش به كجا بازگردد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا آيا كسى جز او هست كه وى را از خشم او پناه دهد!!!!
معبودا
اگر پشيمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند كه براستى من از پشيمانانم
و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاك كند پس براستى من از آمرزش خواهانم
خدايا تو را سزد كه مرا مؤ اخذه كنى تا گاهى كه خوشنود شوى خدايا به همان قدرتى كه بر من دارى توبه ام بپذير
و به بردباريت از من بگذر
و به همان علمت كه به احوالم دارى با من مدارا كن
خدايا تويى كه درى از عفو خود بسوى بندگانت باز كردى
و نامش را توبه گذاردى و فرمودى ((بسوى خدا بازگرديد با توبه صادقانه ))
پس ديگر چه عذرى دارد آن كس كه از وارد شدن در اين در باز شده غفلت ورزد 


خدايا اگر براستى سرزدن گناه از بنده ات زشت است ولى گذشت نيز از نزد تو نيكو است
معبودا
من نخستين كسى نيستم كه نافرمانيت كرده و توبه پذيرش گشته اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان كرده اى
، اى پذيرنده بيچاره اى غمزدا
اى بزرگ احسان
اى داناى اسرار نهان
اى نيكو پرده پوش
شفيع گردانم نزد تو جود و كرمت را
و توسل جستم به حضرتت و به مهربانيت در پيش تو پس دعايم مستجاب كن و
اميدم را درباره خودت به نوميدى مبدل مكن و توبه ام را بپذير و گناهم را به كرم و مهربانى خود ناديده گير
اى مهربانترين مهربانان
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
وقتی حضرت سجاد اینطوری به درگاهت .............
من چی بگم



